محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
662
مخزن الأدوية ( ط . ج )
بدل آن : نانخواه و زيره . * الخواص * چون در هر رطلى از آب انگور يك مثقال تخم كرفس بستانى با فطراساليون كوبيده داخل نمايند و همچنين در هر رطلى از شراب نيم مثقال از آن مخلوط كنند و بهتر آنست كه كوفته در صره بسته در آن اندازند و سر آن را بسته نگاه دارند و بعد از سه ماه صاف نمايند و در ظرف ديگر كنند و تناول نمايند جهت تقويت معده و تحريك اشتها و دفع عسر البول و چون نيم مثقال آن را با نيم مثقال نانخواه بنوشند جهت تقويت معده و رفع رياح نافع و پرورده بيخ و برگ آن با عسل يعنى مرباى آن مسكن غثيان و مقوى معده و پرورده آن با سركه يعنى مخلل آن مفتح سدد و مقوى معده و احشا و اشتهاى طعام و محرك آن و موافق محرور المزاج است و تخم كرفس مضر به صرع است لهذا در ادويه مصروع داخل نبايد كرد و كرفس جبلى را به يونانى ارداساليون نامند نبات آن به قدر يك شبر و شاخهاى آن كوچك و بر سر آنها قبهها مانند فربيون و از آن كوچكتر و باريكتر و تخم آن باريك طولانى شبيه به زيره و حريف و خوشبو و منبت آن سنگستانها و اماكن جبليه و اقوى از كرفس بستانى . طبيعت آن : گرم و خشك در سيّم . افعال و خواص آن : آشاميدن تخم و بيخ آن جهت ادرار بول و حيض نافع و داخل ادويه مركبه و ادويه حاره كرده مىشود و كرفس صخرى را به يونانى فطراساليون نامند يعنى كرفس الصخر جهت آنكه در اماكن صخريه مىرويد و كرفس ماقدونى نيز جهت آنكه در بلده ماقدون به هم مىرسد نبات آن ايستاده و تخم آن شبيه به نانخواه و با عطريت و خوشبو و بسيار حريف و طعم جميع اجزاى آن نيز حريف و ليكن ضعيفتر از تخم آن و اقوى جميع اجزاى آن تخم آنست . طبيعت آن : در دويّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مفتح و محلل . * اعضاء الغذاء و النفض * آشاميدن تخم و ساير اجراى آن محلل نفخ معده و معاى قولون و رافع درد پهلو و مغص و وجع گرده و مثانه و مدر بول و حيض و تخم آن داخل ادويه مدره بول و مركبه كرده مىشود و كرفس نبطى را كرفس مشرقى و كرفس شتوى و به يونانى اقوساليون يعنى كرفس عظيم نامند و به بربرى حضض گويند . ماهيت آن : بزرگتر از كرفس بستانى است و مايل به سفيدى و برگ آن سبز مايل به سرخى طولانى نازك و با خطوط و پهنتر از برگ بستانى و سرهاى آن شبيه به سر بنفشه و بر آن گل آن و تخم آن طولانى و مصمت و حريف و خوشبو و بيخ آن باريك و خوشبو و خوش طعم منبت آن مواضع تاريك بين اشجار و نزد آجام و مستعمل مانند كرفس بستانى هم برگ و شاخها و بيخ آن خام و هم پخته با ماهى و غير آن و گاه مملح نموده . طبيعت و افعال و خواص آن : ضعيفتر از كرفس بستانى . آشاميدن تخم و يا بيخ آن با شراب مسمى به اتومالى مدر حيض و جهت تقطير البول و امراض بارده و لطوخ آن نيز با شراب جهت امراض بارده نافع و نيز صنفى از كرفس كبير مىباشد كه كرفس طرى و به يونانى سمرينيون نامند كه در كوه مسمى به امانوس به هم مىرسد ساق آن شبيه به ساق كرفس بستانى و صلب با شعبههاى بسيار و برگ آن بهتر از آن و مايل به زردى و برگهاى قريب به زمين آن منحنى به سوى بيرون و در برگ آن اندك رطوبتى چسبنده به دست و با اندك تندى طعم و خوشبو و چتر آن مانند چتر نبطى و شبت و تخم آن شبيه به تخم كلم و مستدير و تند طعم و رايحه آن شبيه به رايحه مر و بيخ آن حريف طيب الرايحه و ليكن حرافت آن به آن حد نيست كه حنك را بگيرد و پوست بيرون آن سياه و داخل آن زرد مايل به سفيدى . منبت آن سنگلاخها و تلها . طبيعت و افعال و خواص آن : قريب به كرفس بستانى و ضعيفتر از جبلى . آشاميدن تخم آن مدر بول و حيض و عرق النساء و نزول آب نافع و حمول آن مسقط جنين و برگ نمك پرورده آن حابس بطن و آشاميدن بيخ آن جهت سرفه و عسر النفس و انتصاب آن و عسر البول و نهش هوام مفيد و حمول آن مسقط جنين . * الاورام و الجروح * ضماد آن محلل اورام بلغميه حديثه و اورام حاره و صلبه و خراجات و چاق كننده آنها و تخم آن مسكن نفخ معده و محرك جشا و مسكن وجع طحال و گرده و مثانه و مدر عرق و بول و حيض و مخرج مشيمه و جهت نزف الدم زنان نافع و جهت حميات نيز و كرفس الماء را كرفس اجامى و نهرى نامند و در كنار آب و ميان آن مىرويد و بزرگتر از بستانى و ساق آن مجوف و سفيد رنگ . طبيعت و افعال و خواص آن : ضعيفتر از همه اقسام است . كرگدن به فتح كاف و سكون را و فتح كاف و دال مهمله مشدده و نون و به ذال معجمه مشدده و مخففه نيز و به تشديد نون نيز آمده معرب از كرگ فارسى است و به عربى جريش و به هندى كيندا نامند . ماهيت آن : حيوانى است عظيم الجثه از گاوميش بزرگتر و از فيل كوچكتر و پوست آن سياه و چيندار و ضخيم و صلب و صورت آن فى الجمله شبيه به كله قند و تيز و منحنى به سوى بالا و بسيار زورآور به حدى كه بر فيل غالب مىآيد و آن را نيز مىكشد و اكثر در بلاد حبش و نوبه و كوهستان جنگل هند و بنگاله به هم مىرسد و شاخهاى آنچه در بلاد حبشه و نوبه به هم مىرسد بلندتر و سياه آن كمتر و اكثر ابلق از سفيد و سياه و